السيد الطباطبائي
18
مجموعه رسائل ( فارسى )
همانطور كه خود جناب علامهء طباطبائى كم حرف و پرمعنا بودند ، به راستى اين رساله هم كم حجم و پر معناست . اين رساله در يادنامهء آن جناب به چاپ رسيده است . انشاء اللَّه كه اين رساله را به فارسى ترجمه بفرمايند . در اين رساله در چند فصل ، دربارهء مقامات عرفانى انسان ، حرفهايى دارد . تا سخن را مىرساند به ادراك شهودى و ادراك فكرى . ادراك فكرى ، از فلسفه ، از صغرى و كبرى ، قدمى هست ، اما اينكه انسان سيرى مىكند ، آن ادراك شهودى و آن يافتنى كه به زبان نمىآيد ، آن چشيدنى را كه نمىشود به ديگرى بيان كرد ، « قدر اين باده ، ندانى ، به خدا تا نچشى » . در اين رساله براى رسيدن به اين مقام كه غايت قصواى عارفان است ، داد سخن داده است . « 1 » سخن حضرت استاد جوادى آملى - دام ظله - در توضيح مقام عرفانى علامه رحمه الله استاد بزرگ ما در معارف و حكمت الهى حضرت آية اللَّه علامهء جوادى - أدام اللَّه ظلّه العالى - در خصوص روش سلوكى و شيوهء عرفانى و مبانى آن بزرگ ، در عرفان نظرى سخنانى به اشارت دارند كه اهل بشارت خود فروع را از اين اصول استنباط كرده و مفصل را از اين مجمل خواهند خواند . سخنان استاد - دام ظله - در اين مورد چنين است : « مرحوم علامه ، هم در عرفان نظرى متجلى بود و هم در عرفان عملى متخلق بود . با توجه به اينكه عرفان غير از فن اخلاق است ، آنها كه عرفان نظرى نوشتند ؛ علم عرفان را بالاتر و عالىتر از فلسفه تلقى كردند و گفتند تمايز علوم به تمايز موضوعات است . موضوع فلسفه « وجود به شرط لا » است ، به شرط اينكه طبيعى و رياضى نباشد . موضوع عرفان « وجود لابشرط » است مانند « ابن تركه » در شرح
--> ( 1 ) . اطلاعات ، ويژه نامه اولين سالگشت رحلت علامهء طباطبائى ، دوشنبه بيست و چهارم آبان ماه 1361